نمونه دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل

وکیل

نمونه دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل

دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل به محکوم علیه (زوج) امکان می دهد تا در صورت عدم توانایی مالی، از پرداخت یکجای اجرت المثل ایام زوجیت معاف شده و نسبت به تقسیط یا اخذ مهلت برای پرداخت آن اقدام کند. این فرآیند حقوقی ضروری است تا از تبعات عدم پرداخت دین، نظیر جلب و حبس، جلوگیری شود و فرصتی قانونی برای مدیریت بدهی فراهم آید.

یکی از مهم ترین تکالیف مالی که در نظام حقوقی ایران بر عهده زوج قرار می گیرد، پرداخت «اجرت المثل ایام زوجیت» به زوجه است. این حق که ریشه در قانون مدنی و قانون حمایت خانواده دارد، به زن این امکان را می دهد تا در صورت انجام کارهایی خارج از وظایف شرعی و قانونی خود در منزل، که به دستور مرد و بدون قصد تبرع صورت گرفته باشد، مطالبه اجرت آن را بنماید. پس از صدور حکم قطعی دادگاه مبنی بر محکومیت زوج به پرداخت این مبلغ، گاهی شرایطی پیش می آید که مرد قادر به پرداخت یکجای آن نیست. این وضعیت ممکن است به دلیل مشکلات مالی، عدم دسترسی به اموال، یا سایر موانع اقتصادی باشد که در این صورت، قانونگذار راهکاری به نام «اعسار از پرداخت اجرت المثل» را پیش بینی کرده است.

در این مقاله، به صورت تخصصی و گام به گام، مفهوم اجرت المثل، تعریف اعسار، شرایط لازم برای تقدیم دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، مدارک مورد نیاز، نحوه تنظیم دادخواست و مراحل رسیدگی به آن را بررسی خواهیم کرد. هدف این است که راهنمایی جامع و کاربردی برای افراد درگیر با این موضوع فراهم شود تا بتوانند به درستی از حقوق قانونی خود مطلع شده و در صورت لزوم، از طریق مراجع قضایی اقدام کنند. ارائه یک نمونه دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل نیز به منظور سهولت و راهنمایی بیشتر، جزئی از محتوای این مقاله خواهد بود.

مفهوم اجرت المثل و ضرورت مطالبه آن

اجرت المثل ایام زوجیت، یکی از حقوق مالی زوجه است که در پایان زندگی مشترک یا هنگام طلاق، قابل مطالبه می باشد. این حق، بابت کارهایی است که زن در طول زندگی مشترک، خارج از وظایف قانونی خود (همچون تمکین)، به درخواست همسر و بدون قصد رایگان انجام دادن (تبرع) انجام داده است. ماده ۳۳۶ قانون مدنی صراحتاً به این موضوع پرداخته و شرایط مطالبه آن را تبیین کرده است. در واقع، این ماده قانونی به زن اجازه می دهد تا در ازای خدماتی مانند آشپزی، نظافت، تربیت فرزندان و سایر امور منزل که عرفاً دارای اجرت هستند و به دستور زوج صورت گرفته اند، درخواست اجرت نماید.

محکومیت زوج به پرداخت اجرت المثل پس از بررسی شرایط قانونی توسط دادگاه و معمولاً با ارجاع موضوع به کارشناسی، تعیین و حکم آن صادر می شود. این مبلغ، جزء دیون مالی زوج محسوب می شود و پرداخت آن پس از قطعیت حکم، لازم الاجرا است. عدم پرداخت به موقع این دین می تواند منجر به اقدامات قانونی از سوی زوجه و در نهایت، صدور حکم جلب یا توقیف اموال زوج شود. از همین رو، شناخت دقیق ماهیت این حق و همچنین آشنایی با راهکارهای قانونی در صورت عدم توانایی پرداخت آن، برای زوجین از اهمیت بالایی برخوردار است.

تبیین حقوقی اعسار از پرداخت دیون

مفهوم اعسار در نظام حقوقی ایران، به وضعیت شخصی اطلاق می شود که به دلیل نداشتن مالی به جز مستثنیات دین، یا عدم دسترسی به اموال خود، قادر به پرداخت دیون و بدهی هایش نباشد. ماده ۶ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، تعریفی روشن از معسر ارائه می دهد: «معسر کسی است که به دلیل نداشتن مالی به جز مستثنیات دین، قادر به تأدیه دیون خود نباشد.» این تعریف مبنای قانونی برای درخواست اعسار از سوی بدهکاران، از جمله محکومین به پرداخت اجرت المثل، فراهم می آورد. هدف اصلی از ارائه دادخواست اعسار در خصوص اجرت المثل، ممانعت از اجرای قهری حکم از طریق جلب یا توقیف اموال، و در عوض، فراهم آوردن امکان تقسیط بدهی یا اخذ مهلت قانونی برای پرداخت آن است.

اعسار، با مفهوم ورشکستگی متفاوت است. ورشکستگی، حالتی است که تنها برای تجار به رسمیت شناخته می شود و دارای قواعد و آثار حقوقی خاص خود می باشد. یک تاجر ورشکسته، برخلاف یک شخص معسر، نمی تواند دادخواست اعسار تقدیم کند و باید از طریق فرایندهای قانونی ورشکستگی اقدام نماید. این تفاوت اساسی در حقوق ایران، اهمیت تفکیک این دو مفهوم را در زمان طرح دعوا آشکار می سازد. بنابراین، برای اشخاص عادی (غیر تاجر) که با مشکلات مالی مواجه اند، تنها راهکار قانونی برای مدیریت دیون، ارائه دادخواست اعسار است.

شرایط اساسی تقدیم دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل

برای اینکه یک دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل مورد پذیرش دادگاه قرار گیرد و نتیجه مطلوب را برای خواهان به دنبال داشته باشد، وجود شرایط خاصی الزامی است. این شرایط، که مبنای قانونی محکمی دارند، ضامن این هستند که تنها افراد واقعاً معسر بتوانند از این تسهیلات قانونی بهره مند شوند. آگاهی از این شرایط برای هر فردی که قصد ارائه چنین دادخواستی را دارد، حیاتی است.

وجود حکم قطعی و لازم الاجرا

مبنای اصلی دادخواست اعسار، وجود یک حکم قطعی و لازم الاجرا از دادگاه مبنی بر محکومیت خواهان به پرداخت اجرت المثل ایام زوجیت است. تا زمانی که حکم صادره قطعیت نیافته باشد و امکان اعتراض و رسیدگی مجدد در مراجع بالاتر وجود داشته باشد، دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل پذیرفته نخواهد شد. این بدان معناست که تمامی مراحل دادرسی در خصوص اصل مطالبه اجرت المثل باید به پایان رسیده و حکم نهایی صادر شده باشد.

عدم تمکن مالی واقعی

مهم ترین شرط برای درخواست اعسار، اثبات واقعی عدم توانایی مالی خواهان برای پرداخت یکجای دین است. خواهان باید بتواند با ارائه مستندات کافی و شهادت شهود، این عدم تمکن را به دادگاه ثابت کند. صرف ادعای نداشتن مال کافی نیست و دادگاه به دنبال شواهدی است که نشان دهد خواهان (زوج) به دلیل فقدان اموال، یا عدم دسترسی به آنها، قادر به پرداخت فوری و یکجای اجرت المثل نیست. اگر در هر مرحله ای کشف شود که ادعای اعسار برخلاف واقع بوده است، به درخواست طلبکار (زوجه) می توان محکوم علیه را جلب و توقیف کرد.

دارا بودن صرفاً مستثنیات دین

اعسار از پرداخت اجرت المثل به این معناست که مرد به جز مستثنیات دین مال دیگری برای پرداخت بدهی خود نداشته باشد. مستثنیات دین، اموالی هستند که قانوناً از توقیف و فروش برای پرداخت بدهی معافند و برای ادامه زندگی حداقلی محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی ضروری تلقی می شوند. این مستثنیات شامل موارد زیر هستند:

  • منزل مسکونی متناسب با شأن محکوم علیه.
  • اثاثیه ضروری زندگی که متناسب با شأن محکوم علیه باشد.
  • ابزار و وسایل کار برای امرار معاش.
  • نصف حقوق ماهیانه یا مستمری.
  • ودیعه مسکن (مبلغ رهن).
  • تلفن همراه، در صورتی که برای امرار معاش ضروری باشد.

هرگونه مال دیگری که جزو این مستثنیات نباشد، در صورت وجود، می تواند برای پرداخت اجرت المثل مورد استفاده قرار گیرد.

رعایت مهلت قانونی تقدیم دادخواست

مطابق قانون، محکوم علیه موظف است دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل را حداکثر ظرف یک ماه پس از ابلاغ اجراییه مربوط به حکم اجرت المثل، تقدیم کند. رعایت این مهلت از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ در صورت عدم رعایت آن، زوجه می تواند درخواست جلب محکوم علیه را به دلیل عدم پرداخت دین از دادگاه نماید. بنابراین، اقدام سریع پس از ابلاغ اجراییه برای جلوگیری از تبعات قانونی، حیاتی است.

عدم تاجر بودن خواهان

همانطور که پیش تر ذکر شد، مفهوم اعسار تنها برای اشخاص عادی (غیر تاجر) کاربرد دارد. افرادی که شغلشان تجارت است و فعالیت های تجاری دارند، در صورت عدم توانایی مالی، مشمول قوانین ورشکستگی می شوند و باید از طریق اعلام ورشکستگی اقدام کنند، نه تقدیم دادخواست اعسار. دادگاه دادخواست اعسار از سوی یک تاجر را رد خواهد کرد.

اعسار از پرداخت اجرت المثل، راهکاری قانونی است که فرصت مدیریت دیون را به افراد معسر می دهد، اما شرط اساسی آن، اثبات واقعی عدم تمکن مالی و عدم دارا بودن اموالی جز مستثنیات دین است. صداقت در بیان وضعیت مالی، نقشی کلیدی در موفقیت این دادخواست ایفا می کند.

مدارک لازم جهت پیوست دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل

ارائه مدارک و مستندات کامل و دقیق، یکی از مهم ترین مراحل در تقدیم دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل است. این مدارک به دادگاه کمک می کنند تا با بررسی جامع وضعیت مالی خواهان، به درستی در خصوص اعسار یا عدم اعسار وی تصمیم گیری کند. نقص در مدارک یا عدم ارائه مستندات کافی می تواند منجر به رد دادخواست شود. لیست زیر، شامل مدارک ضروری و متداول است:

۱. تصویر مصدق حکم قطعی اجرت المثل

تصویر برابر اصل شده (مصدق) از دادنامه ای که به موجب آن، خواهان به پرداخت اجرت المثل ایام زوجیت محکوم شده است. این دادنامه باید قطعیت یافته باشد و شماره و تاریخ آن به وضوح مشخص باشد.

۲. تصویر شناسنامه و کارت ملی خواهان

ارائه کپی برابر اصل شناسنامه و کارت ملی خواهان (زوج) برای احراز هویت وی الزامی است.

۳. لیست جامع اموال منقول و غیرمنقول

فهرست کاملی از تمامی اموال و دارایی های خواهان، اعم از منقول (مانند خودرو، سهام، اوراق بهادار، سپرده های بانکی و موجودی حساب ها، ابزار و لوازم کار) و غیرمنقول (مانند ملک، زمین، آپارتمان) باید ارائه شود. در این لیست باید جزئیات هر مال و ارزش تقریبی آن ذکر گردد. همچنین، هرگونه نقل و انتقال مالی (فروش، هبه، صلح) در یک سال گذشته نیز باید به همراه مشخصات طرف مقابل معامله، در این لیست قید شود. این اطلاعات از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و یا به صورت کتبی قابل تهیه و ارائه است.

۴. استشهادیه کتبی اعسار

این مدرک از مهم ترین مستندات در اثبات اعسار محسوب می شود. استشهادیه باید توسط حداقل دو نفر شاهد که از وضعیت مالی خواهان اطلاع کافی دارند، امضا و تأیید شود. در متن استشهادیه باید قید شود که شاهدان برای مدت زمان کافی با خواهان معاشرت داشته و از وضعیت معیشتی و مالی وی آگاه هستند و تأیید می کنند که وی به جز مستثنیات دین، هیچ مال قابل دسترسی دیگری برای پرداخت بدهی خود ندارد. مشخصات کامل (نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره ملی و آدرس) و امضای شهود باید در استشهادیه درج گردد. این استشهادیه نیازی به فرم خاصی ندارد و می تواند بر روی یک برگه عادی تنظیم شود.

۵. گواهی بانکی مربوط به کلیه حساب ها

خواهان باید گواهی از تمامی بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری که در آن ها حساب دارد (اعم از فعال یا غیرفعال) ارائه دهد که میزان موجودی یا گردش مالی حساب های وی را در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً شش ماه تا یک سال اخیر) نشان دهد. این گواهی ها به دادگاه در ارزیابی توان مالی خواهان کمک می کند.

۶. فیش حقوقی یا گواهی از محل کار (در صورت شاغل بودن)

اگر خواهان دارای شغل دولتی یا خصوصی باشد، ارائه فیش حقوقی یا گواهی از محل کار که میزان حقوق، مزایا، و کسورات وی را نشان دهد، ضروری است. در صورتی که خواهان شغل آزاد داشته باشد، باید اظهارنامه کتبی از شغل، میزان درآمد و هزینه های جاری خود تهیه و ارائه نماید.

۷. سایر مدارک مثبته عدم تمکن مالی

هرگونه مدرکی که بتواند عدم توانایی مالی خواهان را تأیید کند، قابل ارائه است. این موارد می تواند شامل مدارک مربوط به بیماری های پرهزینه، بدهی به سایر افراد (همراه با مستندات)، اجاره نامه (برای نشان دادن هزینه های مسکن)، و سایر تعهدات مالی باشد.

راهنمای تنظیم و نگارش دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل

تنظیم صحیح دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، گامی اساسی برای موفقیت در این فرآیند حقوقی است. فرم کلی دادخواست ها در ایران از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی قابل دسترس و تکمیل است، اما آشنایی با جزئیات و نحوه نگارش بخش های مختلف آن، به خواهان کمک می کند تا درخواست خود را به روشنی و با دقت لازم به دادگاه ارائه دهد.

۱. شکل عمومی و بخش های اصلی دادخواست

یک دادخواست قضایی معمولاً شامل بخش های زیر است که باید به دقت تکمیل شوند:

  • مشخصات خواهان: اطلاعات هویتی و آدرس کامل فردی که دادخواست را ارائه می دهد (زوج).
  • مشخصات خوانده: اطلاعات هویتی و آدرس کامل فردی که در مقابل خواهان قرار دارد (زوجه).
  • خواسته: موضوع اصلی درخواست از دادگاه.
  • دلایل و منضمات: اشاره به مدارک و مستنداتی که به دادخواست پیوست شده اند.
  • شرح دادخواست: متن اصلی درخواست که در آن به تفصیل وضعیت و دلایل اعسار توضیح داده می شود.

۲. تکمیل بخش مشخصات خواهان و خوانده

در این قسمت، باید اطلاعات دقیق خواهان (نام، نام خانوادگی، نام پدر، شغل، شماره ملی، آدرس کامل و شماره تماس) و خوانده (نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره ملی و آدرس کامل) وارد شود. دقت در صحت این اطلاعات حائز اهمیت است، زیرا ابلاغ اوراق قضایی بر اساس همین نشانی ها صورت می گیرد.

۳. تکمیل بخش خواسته

بخش خواسته و بهای آن باید به صورت روشن و صریح تکمیل شود. برای دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، خواسته می تواند به این صورت قید شود:

«صدور حکم اعسار از پرداخت مبلغ [مبلغ کل اجرت المثل به ریال] ریال اجرت المثل موضوع دادنامه شماره [شماره دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم] و تقسیط آن.»

۴. بخش دلایل و منضمات

در این قسمت، به تمامی مدارکی که به پیوست دادخواست ارائه می شوند، اشاره می گردد. مثلاً: «۱- تصویر مصدق دادنامه شماره […]، ۲- استشهادیه کتبی شهود، ۳- لیست اموال و نقل و انتقالات، ۴- گواهی گردش حساب های بانکی، ۵- فیش حقوقی/ اظهارنامه درآمد.»

۵. شرح دادخواست (متن اصلی درخواست)

این بخش، قلب دادخواست است و باید به صورت مستدل و منطقی نگارش شود. در این قسمت، خواهان ضمن توضیح محکومیت خود به پرداخت اجرت المثل، به تفصیل به وضعیت مالی کنونی خود اشاره می کند و دلایل عدم توانایی مالی برای پرداخت یکجای دین را توضیح می دهد. نکاتی که باید در این بخش لحاظ شود:

  • اشاره به شماره و تاریخ دادنامه محکومیت به اجرت المثل و مبلغ آن.
  • توضیح کامل وضعیت مالی خواهان: ذکر نداشتن اموالی جز مستثنیات دین، عدم دسترسی به اموال، میزان درآمد فعلی، هزینه های جاری زندگی (اجاره، اقساط، هزینه های درمانی و…)، و افراد تحت تکفل.
  • تاکید بر اینکه وضعیت مالی فعلی امکان پرداخت یکجا را سلب کرده و درخواست اعسار و تقسیط به منظور عمل به تعهدات قانونی و جلوگیری از تبعات حبس است.
  • استناد به مواد قانونی مربوطه، نظیر مواد ۱، ۳ و ۶ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی و مواد ۲۰ و ۲۳ قانون اعسار.

مثال برای شرح دادخواست:

«ریاست محترم دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم اجرت المثل]، با سلام و احترام،

به استحضار عالی می رساند اینجانب [نام و نام خانوادگی خواهان]، فرزند [نام پدر]، به موجب دادنامه شماره [شماره دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم]، به پرداخت مبلغ [مبلغ اجرت المثل به ریال] ریال بابت اجرت المثل ایام زوجیت در حق خانم/آقای [نام و نام خانوادگی خوانده] محکوم گردیده ام.

متأسفانه، با توجه به مشکلات مالی عدیده و وضعیت اقتصادی نامساعد کنونی، اینجانب قادر به پرداخت یکجای مبلغ فوق الذکر نمی باشم. در حال حاضر، اینجانب هیچ مال منقول یا غیرمنقولی به جز مستثنیات دین (مانند [ذکر مثال هایی از مستثنیات دین که خواهان دارد]) ندارم و درآمد ماهیانه بنده نیز صرف تأمین حداقل هزینه های زندگی خود و [تعداد] نفر از افراد تحت تکفل می گردد. مدارک مالی و استشهادیه شهود که ضمیمه دادخواست حاضر است، گواه بر این مدعاست.

لذا، مستنداً به مواد ۱، ۳ و ۶ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی و مواد ۲۰ و ۲۳ قانون اعسار، تقاضای صدور حکم بر اعسار اینجانب از پرداخت یکجای محکوم به و تقسیط آن را دارم تا بتوانم به تکلیف قانونی خود عمل نمایم.»

در نهایت، دادخواست باید توسط خواهان امضا شود و تاریخ تقدیم آن نیز قید گردد. مشاوره و کمک گرفتن از یک وکیل متخصص در امور خانواده و حقوقی، می تواند در تنظیم دقیق و صحیح دادخواست و افزایش شانس موفقیت، بسیار مؤثر باشد.

فرآیند دادرسی و مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست اعسار

پس از تنظیم و تقدیم دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، این دادخواست وارد فرآیند دادرسی می شود که طی آن، دادگاه با بررسی مستندات و اظهارات طرفین، در مورد صحت ادعای اعسار تصمیم گیری می کند. آشنایی با این مراحل و مرجع صالح برای رسیدگی، به خواهان کمک می کند تا مسیر قانونی خود را با آگاهی و اطمینان بیشتری طی کند.

۱. مرجع صالح برای رسیدگی

بر اساس قانون، مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، همان دادگاهی است که حکم قطعی اجرت المثل را صادر کرده است. به عنوان مثال، اگر حکم اجرت المثل توسط شعبه ای از دادگاه خانواده صادر شده باشد، دادخواست اعسار نیز باید به همان شعبه از دادگاه خانواده تقدیم گردد. این قاعده، به منظور حفظ وحدت رویه و تسریع در رسیدگی، تعیین شده است.

۲. نحوه ثبت و تقدیم دادخواست

امروزه، تمامی دادخواست های حقوقی، از جمله دادخواست اعسار، از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت و به مرجع مربوطه ارسال می شوند. خواهان باید با مراجعه به یکی از این دفاتر، فرم دادخواست را تکمیل و مدارک مورد نیاز را پیوست نماید. پس از ثبت، دادخواست به صورت الکترونیکی به شعبه دادگاه صالح ارجاع داده می شود و نیازی به مراجعه حضوری خواهان به دادگاه برای تقدیم اولیه دادخواست نیست.

۳. جلسه رسیدگی دادگاه

پس از ثبت دادخواست، دادگاه وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین دعوا (خواهان و خوانده) و همچنین شهود معرفی شده از سوی خواهان را به جلسه دادگاه دعوت می کند. حضور خواهان و شهود در این جلسه بسیار مهم است. خوانده نیز می تواند در جلسه حاضر شود و نسبت به ادعای اعسار خواهان اعتراض کند یا مدارکی در خصوص توانایی مالی خواهان ارائه دهد.

۴. نقش شهود در دادگاه

شهود معرفی شده در استشهادیه کتبی، در جلسه دادگاه حاضر می شوند و در برابر قاضی سوگند یاد کرده و شهادت خود را ادا می کنند. شهادت آن ها باید شامل اطلاع از وضعیت مالی خواهان، مدت زمان معاشرت با وی، و تأیید عدم توانایی مالی خواهان برای پرداخت یکجای دین باشد. قاضی با طرح سوالاتی از شهود، اعتبار شهادت آن ها را بررسی می کند. شهادت شهود در اثبات اعسار، نقش بسیار مهمی دارد و یکی از ارکان اصلی پذیرش دادخواست اعسار است.

۵. صدور رأی دادگاه

پس از بررسی دقیق مدارک، شنیدن اظهارات طرفین و شهادت شهود، قاضی رأی مقتضی را صادر می کند. این رأی می تواند یکی از موارد زیر باشد:

  • صدور حکم اعسار و تقسیط: در صورتی که اعسار خواهان برای دادگاه احراز شود، دادگاه حکم به اعسار وی از پرداخت یکجای اجرت المثل صادر می کند و مبلغی را به عنوان پیش قسط و مبلغی را به عنوان اقساط ماهیانه (با توجه به توان مالی خواهان و میزان بدهی) تعیین می نماید.
  • رد دادخواست اعسار: اگر دادگاه به این نتیجه برسد که خواهان معسر نیست یا نتوانسته است اعسار خود را اثبات کند، دادخواست وی را رد می کند. در این صورت، خواهان مکلف به پرداخت یکجای اجرت المثل خواهد بود و زوجه می تواند از طریق اجراییه، اقدامات لازم برای وصول طلب خود را انجام دهد.

رأی صادره توسط دادگاه قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی در مراجع بالاتر قضایی است. پیگیری مستمر پرونده و حفظ ارتباط با وکیل (در صورت داشتن وکیل) برای آگاهی از روند دادرسی و تاریخ جلسات، از اهمیت بالایی برخوردار است.

نمونه دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل (متن کامل)

در این بخش، یک نمونه دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل ارائه می شود که می تواند به عنوان یک الگو برای تنظیم دادخواست توسط افراد یا وکلای دادگستری مورد استفاده قرار گیرد. لازم به ذکر است که این نمونه باید متناسب با جزئیات پرونده و شرایط خاص هر فرد، ویرایش و تکمیل گردد.

مشخصات توضیحات مربوط به خواهان توضیحات مربوط به خوانده
مشخصات خواهان نام: [نام خواهان]
نام خانوادگی: [نام خانوادگی خواهان]
نام پدر: [نام پدر خواهان]
شغل: [شغل خواهان]
شماره ملی: [شماره ملی خواهان]
آدرس: [آدرس دقیق و کامل محل اقامت خواهان]
مشخصات خوانده نام: [نام خوانده]
نام خانوادگی: [نام خانوادگی خوانده]
نام پدر: [نام پدر خوانده]
شماره ملی: [شماره ملی خوانده]
آدرس: [آدرس دقیق و کامل محل اقامت خوانده]

خواسته و بهای آن:

تشخیص اعسار از پرداخت [مبلغ اجرت المثل به عدد، مثال: سیصد میلیون] ریال اجرت المثل ایام زوجیت موضوع دادنامه شماره [شماره کامل دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم] و تقسیط آن بر اساس توان مالی اینجانب.

دلایل و منضمات:

  1. تصویر مصدق (برابر اصل شده) دادنامه شماره [شماره کامل دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه].
  2. تصویر مصدق شناسنامه و کارت ملی خواهان.
  3. استشهادیه کتبی اعسار از حداقل دو نفر شاهد با ذکر مشخصات کامل.
  4. لیست جامع اموال منقول و غیرمنقول و نقل و انتقالات یک سال گذشته.
  5. گواهی کلیه حساب های بانکی (موجود و غیرموجود) خواهان.
  6. فیش حقوقی/گواهی از محل کار/اظهارنامه شغل و درآمد (حسب مورد).
  7. [ذکر سایر مدارک مثبته عدم تمکن مالی، مانند مدارک درمانی، بدهی ها و…]

ریاست محترم دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم اجرت المثل]

با سلام و احترام،

به استحضار عالی می رساند اینجانب [نام و نام خانوادگی خواهان]، فرزند [نام پدر]، به موجب دادنامه قطعی شماره [شماره کامل دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم]، به پرداخت مبلغ [مبلغ اجرت المثل به عدد، مثال: ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان] ریال بابت اجرت المثل ایام زوجیت در حق خانم/آقای [نام و نام خانوادگی خوانده] محکوم گردیده ام.

با توجه به مشکلات عدیده مالی، از جمله [شرح کامل مشکلات مالی، مثلاً: عدم اشتغال به کار ثابت، بیماری و هزینه های درمانی بالا، افراد تحت تکفل متعدد، بدهی های سنگین به سایر اشخاص و…]، و عدم دارا بودن هرگونه مال منقول یا غیرمنقولی به جز مستثنیات دین (شامل [ذکر مصادیق مستثنیات دین که خواهان دارد، مثال: تنها یک باب منزل مسکونی متناسب با شأن در اجاره، اثاثیه ضروری منزل و ابزار کار دستی خود])، اینجانب قادر به پرداخت یکجای مبلغ فوق الذکر نمی باشم. کلیه مستندات و مدارک لازم، از جمله لیست کامل اموال و دارایی ها، گواهی گردش حساب های بانکی و استشهادیه کتبی شهود معتبر، ضمیمه این دادخواست تقدیم می گردد که همگی گواه بر عدم توانایی مالی اینجانب می باشند.

لذا مستنداً به مواد ۱، ۳ و ۶ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب سال ۱۳۹۳ و مواد ۲۰ و ۲۳ قانون اعسار مصوب سال ۱۳۱۳، از محضر محترم آن دادگاه، تقاضای صدور حکم بر اعسار اینجانب از پرداخت یکجای محکوم به و تعیین نحوه تقسیط آن به صورت [مثال: یک پیش قسط و اقساط ماهیانه] با در نظر گرفتن توان مالی و وضعیت معیشتی فعلی اینجانب را دارم تا از تبعات قانونی عدم پرداخت دین، نظیر جلب و حبس، جلوگیری به عمل آید و امکان ایفای تعهدات قانونی فراهم گردد.

با تشکر و احترام فراوان

نام و نام خانوادگی خواهان: [نام و نام خانوادگی خواهان]

امضا: [امضا]

تاریخ: [تاریخ]

نکته مهم: این نمونه صرفاً جهت آشنایی است و هیچ گاه نباید بدون مشورت با وکیل متخصص یا حقوقدان، اقدام به تنظیم و تقدیم دادخواست های حقوقی نمایید. هر پرونده دارای جزئیات خاص خود است که نیازمند بررسی دقیق حقوقی می باشد.

سوالات متداول در خصوص اعسار از پرداخت اجرت المثل

در مواجهه با فرآیندهای حقوقی پیچیده مانند اعسار از پرداخت اجرت المثل، پرسش های متعددی برای افراد پیش می آید. در ادامه به برخی از پرتکرارترین این سوالات پاسخ داده شده است.

اگر بعد از صدور حکم تقسیط، وضعیت مالی من بهتر شود، چه می شود؟

در صورتی که پس از صدور حکم اعسار و تقسیط اجرت المثل، وضعیت مالی محکوم علیه (خواهان اعسار) به طور چشمگیری بهبود یابد و وی از حالت اعسار خارج شود، محکوم له (زوجه) می تواند با ارائه مدارک و شواهد جدید، از دادگاه درخواست «تعدیل اقساط» یا «لغو تقسیط و پرداخت یکجا» را نماید. دادگاه پس از بررسی شرایط جدید، در خصوص درخواست محکوم له تصمیم گیری خواهد کرد.

آیا می توانم همزمان با اعتراض به حکم اجرت المثل، دادخواست اعسار بدهم؟

خیر، دادخواست اعسار زمانی قابل طرح است که حکم اصلی (در اینجا حکم اجرت المثل) قطعیت یافته و لازم الاجرا شده باشد. تا زمانی که حکم قطعی نشده و در مراحل اعتراض یا تجدیدنظر است، دادخواست اعسار قابل قبول نیست؛ زیرا هنوز بدهی به طور قطعی مشخص نشده و الزام به پرداخت یکجای آن ایجاد نشده است. ابتدا باید اعتراضات به حکم اصلی رسیدگی شده و حکم قطعیت یابد.

در صورت رد دادخواست اعسار، چه اقداماتی می توانم انجام دهم؟

اگر دادخواست اعسار شما توسط دادگاه رد شود، این حکم قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های بالاتر است. شما می توانید ظرف مهلت قانونی (معمولاً ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رأی) نسبت به رأی صادره اعتراض کرده و پرونده را به دادگاه تجدیدنظر ارجاع دهید. در صورت تأیید حکم رد اعسار در مرحله تجدیدنظر نیز، محکوم علیه مکلف به پرداخت یکجای دین خواهد بود و در صورت عدم پرداخت، محکوم له می تواند اقدامات اجرایی (مانند توقیف اموال یا جلب) را آغاز کند. در این شرایط، مشاوره با یک وکیل برای بررسی سایر راهکارهای قانونی اهمیت دوچندان دارد.

مدت زمان معمول برای رسیدگی به دادخواست اعسار چقدر است؟

مدت زمان رسیدگی به دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله حجم کاری شعبه دادگاه، کامل بودن مدارک، تعداد جلسات رسیدگی، و زمان ابلاغ اوراق قضایی. به طور معمول، این فرآیند می تواند از چند هفته تا چند ماه به طول انجامد. آماده بودن مدارک و حضور به موقع در جلسات، می تواند به تسریع روند کمک کند.

اگر شهود برای اعسار نداشته باشم، آیا راه دیگری وجود دارد؟

ارائه استشهادیه شهود یکی از ارکان اثبات اعسار است و قانونگذار بر آن تأکید دارد. با این حال، در برخی موارد نادر و با صلاحدید قاضی، ممکن است سایر مستندات مالی قوی و غیرقابل انکار (مانند گواهی های متعدد بدهی، فیش های حقوقی بسیار پایین، مدارک پزشکی هزینه بر و…) بتوانند تا حدی جایگزین شهادت شهود شوند یا مکمل آن باشند. اما همواره توصیه می شود تلاش شود تا شهود معتبر و مطلع معرفی گردند، چرا که عدم وجود شهود ریسک رد دادخواست را به شدت افزایش می دهد.

آیا اعسار از پرداخت اجرت المثل به معنای بخشش کامل بدهی است؟

خیر، اعسار از پرداخت اجرت المثل به معنای بخشش یا ساقط شدن بدهی نیست. این حکم تنها به محکوم علیه مهلت می دهد تا دین خود را به صورت اقساطی یا در زمان مشخصی بپردازد. اصل بدهی همچنان به قوت خود باقی است و محکوم علیه مکلف به پرداخت کامل آن است، اما با شرایطی متناسب با توان مالی وی.

نتیجه گیری و توصیه های نهایی

دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، یک ابزار حقوقی حیاتی برای مردانی است که پس از محکومیت به پرداخت اجرت المثل ایام زوجیت، به دلیل عدم توانایی مالی، قادر به پرداخت یکجای آن نیستند. این فرآیند، نه تنها از تبعات منفی قانونی مانند جلب و حبس جلوگیری می کند، بلکه فرصتی عادلانه برای مدیریت بدهی و ایفای تعهدات قانونی را فراهم می آورد. فهم دقیق مفهوم اعسار، شرایط لازم برای تقدیم دادخواست، و تهیه مدارک کامل، ارکان اصلی موفقیت در این مسیر هستند.

یکی از مهم ترین نکاتی که در تمامی مراحل این فرآیند باید مورد توجه قرار گیرد، صداقت در ارائه اطلاعات مالی به دادگاه است. هرگونه پنهان کاری یا ارائه اطلاعات نادرست، می تواند به رد دادخواست منجر شود و حتی عواقب قانونی جدی تری را در پی داشته باشد. سیستم قضایی به دنبال احراز واقعیت اعسار است و شفافیت در ارائه مستندات، نقش کلیدی در جلب اعتماد دادگاه و حصول نتیجه مطلوب دارد.

توصیه اکید می شود که پیش از هرگونه اقدامی برای تنظیم و تقدیم دادخواست اعسار از پرداخت اجرت المثل، حتماً با یک وکیل دادگستری متخصص در امور خانواده و حقوقی مشورت نمایید. پیچیدگی های قانونی، ضرورت جمع آوری مستندات صحیح، و نحوه اثبات اعسار در دادگاه، همگی نیازمند دانش و تجربه حقوقی است. یک وکیل مجرب می تواند شما را در تمامی مراحل، از جمع آوری مدارک و تنظیم دادخواست گرفته تا حضور در جلسات دادرسی و ارائه دفاعیات لازم، راهنمایی و حمایت کند و شانس موفقیت شما را به طرز چشمگیری افزایش دهد. همچنین، پیگیری مستمر پرونده و توجه به ابلاغیه ها و مهلت های قانونی، برای جلوگیری از تضییع حقوق شما الزامی است.

دکمه بازگشت به بالا